جک های زیبا | بلاگ

جک های زیبا

تعرفه تبلیغات در سایت
فواید عضویت در خبرنامه مارا اینجا بخوانید
غضنفر داشت برای دوستاش تعریف میكرد كه : آقا این همسایه مون ساعت 2 نصفه شب هی با مشت محكم میكوبید به دیوار خونمون! ...... دوستاش : عجب آدم های مردم آزاری پیدا میشن. حتماً نذاشتن بخوابی؟ ...... غضنفر : نه، خوشبختانه خواب نبودم، داشتم شیپور تمرین می كردم
 
چشماتو دایورت كردی رو قلبم خیالی نیست حداقل از رو ویبره درش بیار تا اینقدر دلمو نلرزونه

 
 
كاغذتم .......... احساستو روم بنویس ، عصبانیتو روم خط خطی كن ، اشكاتو باهام پاك كن ، حتی اگه سردت شد منو بسوزون تا گرم شی .......... فقط هیچ وقت منو دور ننداز

 
 
از بچه یه خسیس می پرسن: وقتی سر یخچال میری چی می خوری، میگه: كتك

 
 
از غضنفر میپرسن ۱۲ فروردین چه روزیه؟؟؟ میگه روزی که میریم جا می گیریم برای ۱۳به در

 
 
 
 
 

قل مراد یه زمین می خره به ابعاد 2 سانت در 8 کیلومتر

بهش میگن با زمینت می خوای چیکار کنی ؟!

میگه : می خواهم ماکارونی بکارم !!!

 

 

یه مار با یک زرافه ازدواج می کنند

بچشون قورباغه می شه !

می دونید چرا ؟!

چون بچه دار نمی شدن

از پرورشگاه بچه آوردند !!

یه روز به غضنفر میگن شما در روز چقدر نون می خورین ؟

میگه : صبح دوتا لواش

ظهر یه تافتون

بعد از ظهر چهارتا سنگک

شب هم سه‌تا باگت !

به غضنفر میگن پس نون بربری چی ؟

میگه پس فکر کردی اینا رو لای چی میذاریم می خوریم ؟

 

از غضنفر می پرسن شما چرا معلم شدی ؟

میگه من به سه دلیل این شغل رو انتخاب کردم :

تیر  مرداد  شهریور !

 

جک های زیبا،جوک زیبا،جوک قشنگ،جوک قومیتی,...
نویسنده : محمد قاسمی بازدید : 1642 تاريخ : جمعه 23 فروردين 1392 ساعت: 19:40

آرشیو مطالب

لینک دوستان

نظر سنجی

شما کدام خواننده را از همه بیشتر دوست دارید؟

خبرنامه

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :